ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
178
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
برانگيزد . رشيد هم خشم را نسبت به او و ساير برمكيان آغاز كرده بود . شبى كه ابو العود رشيد را سرگرم سخن كرده بود سخن را به جائى كشيد كه شعر عمر بن ابى ربيعه را انشاد كرد : و استبدت مرة واحدة * انما العاجز من لا يستبد وعدت هند و ما كانت تعد * ليت هندا انجزتنا ما تعد اين دو بيت مقدم و مؤخر است و حقا بايد بيت اول مقدم شود زيرا مفهوم ندارد و از اين گذشته غلط آمده و تعهد مكرر شده و حال اينكه اصل دو بيت كه مثل مشهور شده چنين است : ليت هندا انجزتنا ما تعد * و شفت مهجتنا مما نجد و اشتدت مرة واحدة * انما العاجز من لا يستبد در طبرى هم بطور صحيح نقل شده است . يعنى - اى كاش هند ( نام معشوقه ) بوعده خود وفا مىكرد و دل ما را از دردى كه دارد شفا دهد . اى كاش در زندگانى خود و لو يك بار خودكام و خودسر ( مستبد و با اراده خود عمل ميكرد ) مىبود . عاجز كسى باشد كه مستبد نباشد . رشيد گفت : آرى عاجز كسى باشد كه مستبد نباشد . يحيى براى رشيد جاسوس گماشته بود كه خادم رشيد بود او خبر بيحيى داد . يحيى ابو العود را خواست و سى درهم به او داد از خود هم بيست هزار درهم اضافه بخشيد او را نزد دو فرزند خود جعفر و فضل فرستاد كه هر يكى از آن دو بيست هزار درهم به او دادند . رشيد هم كوشيد تا آنها را دچار نكبت نمود . واثق ( خليفه ) گفت : به خدا قسم جد من ( هارون الرشيد ) راست گفت عاجز كسى باشد كه مستبد و خودكامه و با اراده نباشد . سپس سخن از خيانت و لزوم كيفر گفت و يك هفته نگذشت كه آنها را ( اشخاص قبل الذكر ) دچار نكبت نمود . در آن سال « شير پاسبان » ( نام پارسى ) از طرف ايتاخ بحكومت يمن منصوب شد . محمد بن صالح بحكومت مدينه رسيد .